یزد شهر عشق
کشکول
85/11/16
اخه چرا حس نکردی؟؟؟؟؟

هيچ كس ويرانيم را حس نكرد ![]()
وسعت تنهائيم را حس نكرد![]()
در ميان خنده هاي تلخ من![]()
گريه پنهانيم را حس نكرد![]()
در هجوم لحظه هاي بي كسي![]()
درد بي كس ماندنم را حس نكرد![]()
آن كه با آغاز من مانوس بود![]()
لحظه پايانيم را حس نكرد![]()

نوشته شده توسط امیر
در 4:6 بعد از ظهر | لینک ثابت
•

